چنان تنهای تنهایم که حتی نیستم با خود
نمی دانم که عمری را چگونه زیستم با خود
خدا بر موج خون خواهد سه ربع غیر مسکون را
ز بس بگریستم بی خویشتن بگریستم با خود
گدا و شیخ و شه دانند هر یک چندشان چون است
من بیدل نمی دانم که حتی کیستم با خود

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی
برچسب:
نویسنده: رویا نوروزی